محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

310

آثار عجم ( فارسى )

بيان حقيقت آن صورت : در كتاب جغرافى انگليسى - كه سابقا ذكرى از آن شد ديدم نوشته بود . آن صورتى كه مشترك ميان انسان و مرغ است ، آن را « فروهر » « 1 » مىگويند كه به معنى ملائكه باشد و چون سلاطين عجم خود را پيغمبر مىدانستند ، شبيه ملائكهء ، بالاى سر خود ساخته‌اند يا اينكه شبيه هرمز « 2 » است كه تا مأئهء چهارم ، در يونان زمين و روم مىپرستيدند . اسكن نقش فروهر بر بالاى درگاه سنگى كاخ مركزى تخت جمشيد مؤلّف گويد كه قول اوّل كه ملائكه باشد ، محتمل است ؛ ولى لفظ فروهر در لغت ، به معنى جوهر ضدّ عرض است [ 178 f ] و به معنى ملائكه نديده‌ام ؛ امّا قول ثانى كه صورت هرمز بود ، هرمز در لغت به معنى خدا و فرشته و ستارهء مشترى است . معنى اخير ، مناسب است با آنچه گفته و نسبت پرستش به آن داده است ؛ امّا فقير احتمال مىدهد كه اين صورت ، ربّ النّوع يكى از فرشتگان باشد يا صورت ربّ النّوع يكى از ستارگان كه خيال كرده است كه اگر آن ربّ النّوع در عالم حسّ متشكّل گردد ، به اين شكل خواهد بود ؛ چنان كه شنيده شده كه بسا حكماى آنها مدّعى بوده‌اند كه در عالم مثال « 3 » ، صورت ربّ النّوع فلان كوكب را به فلان شكل ديديم . امّا در پرستش آن صورت ، آنچه به نظر مىرسد : سلاطين از كيان و بعدها ، اعتقاد به يزدان داشته‌اند و مىگفته‌اند شخص از پرستش ستارگان ، بعد از يزدان پاك ناگزير است ؛

--> ( 1 ) . به فتح فاء و ضمّ راء مهمله به واو زده و هاء مفتوحه و راء مهمله در آخر . ( 2 ) . به ضمّ حرف اوّل و ثالث و سكون ثانى و رابع است . ( 3 ) . عالم برزخ است و اين عالم حايل است ميان عالم اجساد كثيفه و عالم ارواح مجرّده ؛ بعبارة اخرى ، عالمى است ميان عالم دنيا و عالم آخرت .